اولین گناه

معمولا از فرد و جامعه و تاریخ سخن می گویند برای تبیین براهین شناخت جامعه

و جمع بودن حلقه ی اتصال فرد وتاریخ است  ولی وقتی باید زور زیادی بزنی تا یک جمع ، جمع شود برای همگرایی به سوی حتی چند هدف متمایز ، به این نتیجه می رسی که همان به که مفرد و تنها و یکه و با ادای پیامبران در ساحت تاریخ سیر کنی . ما همین کار را در حلقه ی معرفت http://www.knowledgespot.blogfa.com/   کردیم یعنی کار جمعی اما نشد نه اینکه پرداخت مسایل از دریچه ی امثال ما آش دهان سوزی باشد! نه ، حداقل دیوانه وار می شد بر خلاف جریان شنا کرد و طعنه هایی از عقلا دریافت که :‌این ره که تو می روی به ترکستان است .

ترس عقلا از چیست ؟       "ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی "

 اما حقیر می گویم :

حرفی نه اینکه نیست زبانم مردد است 

حالم همان هوای غریبی ممتد است 

اینقدر در حضور جماعت صلا مزن 

عاشق همیشه یکه و تنها و مفرد است                                                 والسلام 

معوقه 1 : و این اولین گناه من است ، واقعا دنبال ادا واطوار نیستم اما حس می کنم که گناهی است حرف زدن در این آشفته بازاری که ساخته اند برایمان ، اما کاش زبان همانطور که دانشمندان معتقدند اعتبار و مجاز بود که آنگاه ما روزه ی سکوت می گرفتیم  

معوقه 2 : دوستان باید ببخشایند که ما هم تک پر شدیم ، چه اقتضائات زمانه این است و بهانه .

  
نویسنده : صدرا حنیف ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٩
تگ ها :